کتابهای هفته: خداحافظی خودم را ببوس ، کلوپ: عاشقانه من در لیورپول ، دنیا را پشت سر بگذار

فردیناند مونت در تلاش است تا هویت واقعی خاله کاریزمایی و مرموز خود مونکا را کشف کند. آنتونی کوین ، داستان نویس متولد لیورپول ، نامه ای عاشقانه به تیمش و مدیر آن می نویسد. و رمان پر از وحشت رومان علام “اتفاقات عجیب” و حوادث ترسناکی را که در آمریکا پخش شده اند توصیف می کند.

کتاب هفته
خودم را ببوس خداحافظ توسط کوه فردیناند

رولند وایت در روزنامه ساندی تایمز گفت: فردیناند مونت در این “کتاب غیر معمول و زیبا نوشته شده” داستان عمه عجیب و غریب ، کاریزماتیک و مرموز خود را بازگو می کند. بتی ، همانطور که بیشتر خودش را صدا می زد (مونکا لقبی برگرفته از موش “بد” بئاتریکس پاتر ، هونکا مونکا بود) ، همسر عموی پدری مونت ، گریگ (معروف به Unca) بود. در زمان کودکی ، مونت اغلب تعطیلات را با این “خویشاوندان متشنج” (در تصویر) ، که دارای رولز و مرسدس بودند ، یک سوئیت دائمی در کلاریج (که آنها آنها را “میخانه” می نامید) نگهداری می کرد و با دیانا دورس و نانت نیومن سرگرم بود. . اما او آگاه شد که عمه او همه آن چیزی نیست که به نظر می رسید. جزئیات مربوط به گذشته او اضافه نشده است. شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه برادرش ، باستر ، در واقع پسرش بود. ده ها سال بعد ، مدتها پس از مرگ ، مونت شروع به کشف اینکه او واقعاً چه کسی است – تحقیقاتی که منجر به نتیجه گیری وی شد که “او هرگز در مورد چیزی حقیقت را نگفت”.

کلر لودون در The Spectator گفت: تلاش مونت برای کشف هویت عمه اش سخت کوشانه است. اما نتایج “واقعاً باورنکردنی” است. او می فهمد که مونکا دختر “جان آنتونی بارینگ فقید نیویورک” نبود (همانطور که در دبرت) او ادعا کرد که در فیلیپین بزرگ نشده است. او از پدر و مادر نوجوان در شفیلد متولد شد. او خودش در سن 16 سالگی مادر شد ، به عنوان تایپیست کار کرد و سه ازدواج بزرگ را ادامه داد. حتی نام او دروغ بود: او را در واقع آیلین می گفتند. همانطور که جزئیات زندگی او را می فهمد ، Mount ، در طول مسیر ، “تاریخ سخاوتمندانه و التقاطی اوایل قرن 20” – همراه با گشت و گذار در موضوعاتی مانند اتومبیلرانی و RAF را فراهم می کند. همه اینها به “جذاب ترین کتابی که در طول سال دیده ام اضافه می شود. من خندیدم. نفس نفس گرفتم آنقدر با حرص آن را خواندم که مجبور شدم خودم را مجبور کنم تا آخر سرعتم را کم کنم. ”

فرانسس ویلسون در دیلی تلگراف گفت ، و شما عمیقاً عمه مونکا را تحسین می کنید ، که اگر چیز دیگری نباشد ، سعی می کند “زندگی را به طور کامل زندگی کند”. با این حال ، فریب او به شدت آسیب دید به دیگران – بسیار غم انگیزترین دختر خوانده او ، جورجی ، که مانند استلا در انتظارات بزرگ، “بزرگ شده است تا مردان را به سمت حواس پرتی سوق دهد”. خواستگاران وی شامل ماکس هاستینگز و نورمن لامونت بودند. او 20 ساله بود و با دوست کوه داوید دیمبلبی نامزد شد ، اما عمه مونکا اتحادیه را نابود کرد (مونت مظنون بود زیرا ترس داشت روزنامه نگار دروغ های او را کشف کند). پس از آن ، جورجی به خارج از کشور نقل مکان کرد ، و هرگز ازدواج نکرد. شوخ ، متحرک و زیبا خودم را ببوس خداحافظ یک “کلاس مستر” در افشای اسرار مدفون است.

بلومزبری 272pp £ 20؛ کتابفروشی هفتگی 15.99 پوند

کلوپ: عاشقانه من در لیورپول توسط آنتونی کوین

بلیک موریسون در گاردین گفت ، آنتونی کوین ، داستان نویس متولد لیورپول ، از زمان اولین سفر خود به آنفیلد ، از طرفداران باشگاه فوتبال این شهر بوده است (خوب ، یکی از آنها). کتاب جدید “بسیار لذت بخش” او تا حدی روایتی از آن ارادت و بخشی از آن “نامه ای عاشقانه” به مدیر فعلی باشگاه است. وقتی یورگن کلوپ در سال 2015 به لیورپول رسید ، قرمزها از سال 1990 قهرمان لیگ نشده بودند – این باعث ناراحتی هواداران آنها شد. از آن زمان ، پیشرفت های افزایشی او جادویی کرده است. در سال 2019 ، لیورپول قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد (و در مسابقه داخلی دوم شد) و امسال سرانجام در لیگ قهرمان شد. با این حال ، همانطور که کوین با ظرافت نشان می دهد ، او فقط موفقیت آنفیلد را به ارمغان نیاورد ، “بلکه سرگرم کننده ، شوخ طبعی ، اشتیاق ، انسانیت ، درخشش تاکتیکی و یک دندان قابل توجه است”.

هانا جین پارکینسون در The Observer گفت: این کتاب بدون اینکه کاملاً بیوگرافی شود ، موضوع خود را “کامل” می کند. کلوپ پس از بزرگ شدن در جنگل سیاه ، قبل از پیدا کردن حرفه خود به عنوان مدیر ، ابتدا در ماینتس ، سپس در بوروسیا دورتموند (که او را به دو پیروزی در بوندس لیگا راهنمایی کرد) به “فوتبالیست خوب و کوشا” تبدیل شد. رویکرد او در ترکیب “nous تاکتیکی” – معروف ترین ، فلسفه او غیر معمول است gegenpressing، یا ضد فشار – با تعهد شدید به مراقبت از شبان: او را در آغوش خرس های عجیب و غریب مشهور کرده است. و او می تواند بسیار خنده دار باشد: یک بار از او خواسته تا “انگشت خود را بگذارد” که چرا تیمش باخته است ، او پاسخ داد ، “من فقط ده انگشت دارم.” کوین “به طرز مطبوعی” از زندگی شخصی خود به عنوان روایت روایت می شود – مانند پسران مرسی ساید – و در بیشتر مواقع او با وجود ضعف در جناح بد ، یک همراه جذاب است (به عنوان مثال “همه چیزهایی که شما نیاز دارید Lovren است”). این کتاب به یک دلیل ساده کار می کند: او “یک نویسنده دلپذیر است که در مورد یک موضوع لذت بخش می نویسد”.

Faber 208pp £ 12.99؛ کتابفروشی هفتگی 9.99 پوند

رمان هفته
جهان را پشت سر بگذاریم توسط رومان علم

الکس پرستون در The Observer گفت ، این رمان “نفسگیر” در مورد یک فاجعه نا مشخص به شکلی درخشان به “وحشت عمومی” سال 2020 ضربه می زند. آماندا و كلی نیویوركی های پاشنه دار هستند و در لانگ آیلند خانه ای اجاره می كنند. یک شب ، یک زن و شوهر سیاه پوست در را زدند و خود را به عنوان صاحبان آن معرفی کردند: آماندا خودش را به این فکر می اندازد که به نظر نمی رسد “مانند خانه ای که سیاه پوستان در آن زندگی می کنند”. اما چنین نگرانی هایی کنار گذاشته می شوند: بازدید کنندگان “اتفاقات عجیب” را بشارت می دهند. تلفن ها ، ایستگاه های اینترنتی و تلویزیونی به زودی خراب می شوند و رمان به چیزی غیرمنتظره تبدیل می شود: روایتی “هوشمندانه ، گیرنده و توهم آور” از “حوادث ترسناک در سراسر آمریکا”.

جان سلف در روزنامه تایمز گفت که اتفاق خوبی است که این “چرخش چپ” چشمگیر را در پیش می گیرد ، زیرا تا آن زمان خیلی خوب نبوده است. در اوایل ، نوشته های علم “از نظر انسدادی خسته کننده” است. (اگر کسی بگوید که گرسنه مانده اند ، آیا باید به ما بگوییم این “اغراق” است؟) اما وقتی “وحشت به تسخیر” در آمد ، نثر بهتر می شود – و رمان به یک داستان فاجعه رضایت بخش تبدیل می شود که چیزی ارائه می دهد “برای ترساندن همه “

بلومزبری 256pp 14.99 پوند کتابفروشی هفتگی 11.99 پوند

کتابفروشی هفته

برای سفارش این عناوین یا هر کتاب دیگری به صورت چاپی ، به theweekbookshop.co.uk مراجعه کنید ، یا با یک کتابفروش در شماره 035-3176 3835 صحبت کنید. زمان های شروع: دوشنبه تا شنبه 9 صبح – 5:30 و یکشنبه 10 صبح – 4 بعد از ظهر

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>